
بازم تابستون تموم شدو پاییز از راه رسید راستش هر وقت اول مهر میشه یه جورایی هم دلم میگیره هم Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ میشم هم یاد ØØ³Ø§Ø³ÛŒØª Ù?صلیم میوÙ?تمو عطسه های بی امان
Ú©Ù‡ هرسال این موقع به سراغم میادو مجبورم مرتبا آنتی هیستامین بخورم یا آمپول ØØ³Ø§Ø³ÛŒØª(از این یکی اصلا خوشم نمیاد)
به هر ØØ§Ù„ با همه ÛŒ عطسه هاش دوسش دارم یه جورایی دوست دارم برگردم به Û±Û° سال قبلو دوباره برم مدرسه توی ØÛŒØ§Ø· مدرسه بدوم جیغ بکشم...
همیشه وقتی بچه ایم میخوایم هر Ú†Ù‡ زودتر بزرگ شیم ولی وقتی بزرگ میشیم تازه یاد بچه گیامون میوÙ?تیمو میگیم کاشکی هنوز بچه بودیم خداییش تازه دارم درک میکنم چقدر ØµØ¨Ø Ù‡Ø§ÛŒÛŒ Ú©Ù‡ میخواستم برم مدرسه برام زور داشت Û¶ ØµØ¨Ø Ø¨Ø§ÛŒØ¯ بیدار میشدم Û¶:Û²Û° سرویس میومد دنبالمو منم تا خود مدرسه میخوابیدم
خداییش خیلی ØØ§Ù„ میداد زنگای تÙ?ریØÙ… Ú©Ù‡ Ù†Ú¯Ùˆ چقدر میخوردیم هر Ú†ÛŒ هله هوله بود توی اون یک ربع میریختیم تو شکممون![]()


دیروز با مامانی رÙ?ته بودم مرکز چشم پزشکی تهران توی میدون ونک وایییییییییی وقتی دختر بچه های کلاس اولیوو با ماماناشون میدیدم راست راستی ذوق میکردمو با خودم میگÙ?تم منم یه روزی انقدری بودم چقدر شادن ...خوش به ØØ§Ù„شون همه با مقنعه های سÙ?ید توردار با روپوشهای صورتی سرخابی سبز بنÙ?Ø´ واقعا ناز بودن
دیروز Ú©Ù‡ داشتم با آرش ØØ±Ù? میزدم توی پارک نشسته بود داشت باهام ØØ±Ù? میزد Ú©Ù‡ یه دÙ?عه Ú¯Ù?ت تو رو خدا نگاه Ú©Ù† این کلاس اولیا دختراشون قده نمکدونن![]()
بعدم شروع کرد به لو دادن خودش توی دبیرستان Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ کارهایی میکردن از جمله اذیت کردن دخترای مدرسه ای Ú©Ù‡ نزدیک مدرسشون بود میگÙ?ت انقدر اذیتشون میکردیم Ú©Ù‡ دیگه همشون میشناختنمون یه بارم با دوستش رÙ?ته بودن نانوایی Ú©Ù‡ از قضا ساعت زنگ تÙ?Ø±ÛŒØ Ø§ÙˆÙ† مدرسه بوده دخترام از پشت پنجره اینارو دیده بودن داد زده بودن Ú©Ù‡ آرشو پدرام بعدشم هرچی دم دستشون بوده از تو ØÛŒØ§Ø· کوبیدن تو سر اینا
خلاصه Ú©Ù‡ ØØ³Ø§Ø¨ÛŒ تلاÙ?ÛŒ کردن ولی بعدا اینا باز اذیتشون کردن
Ùˆ اما ØØ§Ù„ا شیطونیهای خودم Ùˆ دوستام از کلاس سوم شروع میشه چون اول Ùˆ دوم سرویس داشتم
شیطونی ما تا دبستان خلاصه میشد به گل کندن از در خونه ی مردم اونم از ریشه
Ú©Ù‡ بیاریم بکاریم توی ØÛŒØ§Ø· خونمون چند دÙ?عه هم کاشتیم توی ØÛŒØ§Ø· مدرسه
راهنمایی هم شیطون نبودم Ù?قط از زیر کار درو بودم اونم سر کلاس ØØ±Ù?Ù‡ Ùˆ Ù?Ù† برای باÙ?تن شال گردنو دستکش Ú©Ù‡ همشو مامانم باÙ?ت هر کاری کردم درست یاد نگرÙ?تم راستش یه خاطره ÛŒ جالبم دارم Ú©Ù‡ مال Û²Û² بهمن توی مدرسه است راستش من تا سوم راهنمایی مدرسمون نمونه مردمی بود Ùˆ اکثرا هم با ØØ¬Ø§Ø¨ بودن Ùˆ باید چادر سرمون میکردیم سر سرود Û²Û² بهمن بود Ùˆ منم Ù†Ù?ر دوم بودم Ùˆ توی ردیÙ? اول سرود ...روی سن بودیم Ùˆ داشتیم میخوندیم Ú©Ù‡ مربی تربیتیمون خواست ازمون عکس بندازه توی گروه Ù?قط موهای من بیرون بود مربیمونم Ù‡ÛŒ بهم اشاره میکرد Ú©Ù‡ مقنعه تو بکش جلو منم اصلا اهمیت نمیدادم تا آخر سر عکسشو انداخت چند روز بعدش عکسو زده بودن روی برد مدرسه Ùˆ من توی اون عکس Ù?قط موهام بیرون بود بچه ها همه خندشون گرÙ?ته بود مربیمون اومد زد پشتم Ú¯Ù?ت ØØ§Ù„ا دیگه به روی خودت نمیاری...اندÙ?عه رو چیزی بهت نمیگم آخه رتبه دوم مسابقات علمیه منطقه شدی
انقدر ذوق کردم Ú©Ù‡ یه دÙ?عه پریدم تو بغلش اون بنده خدام هاجو واج منو نگاه میکرد
واما شیطنت دبیرستان شیطونیامون خلاصه میشد به نوشتن روی کاغذو پرت کردن از اینور کلاس به اونور کلاس Ùˆ تقلب کردن سر Ø§Ù…ØªØØ§Ù†Ø§ Ú©Ù‡ در این امر مهم من Ù?قط چندبار موÙ?Ù‚ بودم به خاطر اینکه خیلی زود رنگم یا میپره یا عین لبو قرمز میشم Ùˆ این خصوصیتو توی دانشگاه هم هنوز ØÙ?ظ کردم مایه ÛŒ آبرو ریزیه![]()
Ùˆ اما شیطنت های دانشگاه Ú©Ù‡ هرچی بگم Ú©Ù… Ú¯Ù?تم ولی یه چیزیو جدی بگم به نظر من واسه ÛŒ خود من Ú©Ù‡ هیچ کاری بلد نبودم لازم بود Ú©Ù‡ یه مدت از خانوادم دور باشمو بعضی چیزارو یاد بگیرم دلم برای تمام روزهای دانشگاهم تنگ میشه واسه کلاسای Û¸ ØµØ¨ØØ´ Ú©Ù‡ همیشه به زور از خواب بلند میشدم آخه معمولا شب قبلش تا ساعت Û´ ØµØ¨Ø Ø¨ÛŒØ¯Ø§Ø± بودیمو هر ساعت خونه ÛŒ یکی از بچه ها بودیمو تا Û´ ØµØ¨Ø Û´ طبقه رو Û±Û° بار بیشتر بالا Ùˆ پایین میرÙ?تیم دلم برای ØØ±Ø§Ø³Øª دم در دانشگاه Ú©Ù‡ همیشه خانوم مرادی بهم گیر میداد Ú©Ù‡ مانتوت کوتاست موهاتو بکن تو... تنگ میشه![]()
خب آبغوره بسه![]()
به هر ØØ§Ù„ امیدوارم سال ØªØØµÛŒÙ„ÛŒ جدید برای همه سال خوبی باشه![]()
------------------------------------
Ù¾ÛŒ نوشت: امشب نگین آدرس یه وبلاگو بهم داد Ú©Ù‡ بدجوری داغون شدم Ø´Ø±Ø ØØ§Ù„ یه Ù?رشته یکوچولو Ú©Ù‡ خیلی مریضه لطÙ?ا هر کدوم Ú©Ù‡ اومدین اینجا بهش سر بزنید Ùˆ دعا کنید Ú©Ù‡ هرچه زودتر خوب بشه مخصوصا اونایی Ú©Ù‡ خودشون پدر یا مادرن دعای مخصوص بکنن![]()
http://goorban.blogfa.com/
پی نوشت ۲:این وبلاگ برای کوچولوی بالا ختم قرآن گذاشته هر کدومتون که میتونید شرکت کنید برید و بهش بگید
ممنون از همتون http://mrsglamour.blogfa.com/post-281.aspx


که کاکائوشو هنوز نخوردم 
تولدم مبارک


مبارک مبارک تولدم مبارک
پس کادوهاتون کوششششششششش؟؟؟