دوشنبه 30 اردیبهشت ØµØ¨Ø Ø³Ø§Ø¹Øª 5:4 بهم تک زنگ زدی Ú©Ù‡ رسیدی منم Ú©Ù‡ طبق معمول شب Ø§Ù…ØªØØ§Ù†Ù… بود بیدار بودمو داشتم درس میخوندم جواب تک زنگتو دادمو خیالم Ø±Ø§ØØª شدو بقیه درسمو خوندم مریم Ú¯Ù?ت دیگه دارم میمیرم رÙ?ت خوابید منو پانی بیدار موندیمو همینجور گیاهی بود Ú©Ù‡ ØÙ?ظ میکردیم ولی Ù…Ú¯Ù‡ به این آسونیا تو سرم میرÙ?ت دیگه Ú©Ù… Ú©Ù… Ø§ØØ³Ø§Ø³ میکردم دارم شبیه جلبک Ùˆ خزه Ùˆ تک لپه ایو دو لپه ای ها میشم ØØ§Ù„Ù… از هر Ú†ÛŒ گیاه بود بهم میخورد ولی کاریش نمیشد کرد Ø§Ù…ØªØØ§Ù† نیم ترم بودو 6 نمره داشت با یه استادی Ú©Ù‡ به هیچ صراطی مستقیم نیست ØØ±Ù? ØØ±Ù? خودشه خلاصه با هر بدبختی Ú©Ù‡ بود4 Ù?صل از 5 Ù?صل سیستماتیک گیاهی رو تا ساعت 7 تموم کردم Ùˆ یه Ù?صل موند Ú©Ù‡ دیگه بیخیالش شدم مریمو بیدار کردمو آماده شدیم سه تایی رÙ?تیم دانشگاه منتظر استاد زیست سلولی Ú©Ù‡ بهش بگیم Ø§Ù…ØªØØ§Ù† داریم نمیتونیم بریم آزمایشگاه ولی از استاد خبری نشد ما هم بی خیال شدیم رÙ?تیم سر سیستماتیک خانوم Ø®.Ùˆ اومد سر کلاسو طبق معمول جاهارو عوض کردو برگه هارو بهمون داد Ùˆ Ø§Ù…ØªØØ§Ù† شروع شد وای خدایا مرگم بده Ù?قط 2 تا سوالو بلد بودم بقیه از Ù?صل 5 بود بدشانس تر از من توی دنیا نیست برگمو دادمو از کلاس رÙ?تم بیرون رÙ?تم تو ØÛŒØ§Ø· یکم اینور اونورو نگاه کردم دیدم رزیتا اومد عصبانی بهش Ú¯Ù?تم Ú†ÛŒ شده Ú¯Ù?ت استاد طبری پور لج کرده Ú¯Ù?ته ØØ§Ù„ا Ú©Ù‡ هیچ کس آزمایشگاه نیومده Ù‡Ù?ته ÛŒ دیگه Ø§Ù…ØªØØ§Ù† دارین ...
خلاصه برگشتیم تو کلاس دیدم به به نمره ÛŒ درخشان۱.Û·Ûµ از این بهتر نمیشد استاد درس دادو بدش رÙ?تیم سر کلاس زیست سلولی Ùˆ Ø§Ù…ØªØØ§Ù† نیم ترم زیست سلولی .......... گند زدم 0.5 استاد Ù?قط نگام کرد Ú¯Ù?ت از هرکی توقع داشتم جز تو یکی من Ú©Ù‡ میدونم هر Ú©ÛŒ تو این کلاس درس نخونه تو یکی میخونی آخه هر Ú†ÛŒ استاد میپرسید من بلد بودمو سریع جواب میدادم میشه Ú¯Ù?ت اطلاعات عمومیم خوبه مخصوصا راجب این درس خلاصه استاد بی خیال شدو درس داد بعدم ساعت 2 کلاسو تعطیل کردو اومدیم خونه انقدر خسته بودم Ú©Ù‡ ناهار نخورده سه تایی خوابمون بردو ساعت 10 بود بیدار شدیم شام خوردیمو یکم مسخره بازی در آوردیمو Ù?یلم دیدیمو ضبطو زیاد کرده بودیمو خودمونم آواز میخوندیم Ú©Ù‡ یکی با لگد کوبید تو در خونه Ú†ÛŒ کار کنیم Ù?رهنگ آپارتمان نشینی نداریم شانس اوردیم همه تو آپارتمان دختریمو خانواده اینجا نیست اگرنه تا الان دیوونه میشدن صدای ضبطو Ú©Ù… کردیمو اسم Ù?امیل بازی کردیمو.......... ساعت 5 بود Ú©Ù‡ خوابمون برد ساعت 8:55 بود Ú©Ù‡ با زنگ موبایل بیدار شدم الهی Ù?دات شم آرش بود Ú¯Ù?ت خوابی هنوز؟ Ú¯Ù?تم آره Ú¯Ù?ت خوب برو بخواب Ú¯Ù?تم نه دیگه باید بیدار میشدم عیبی نداره یکم ØØ±Ù? زدیم Ú©Ù‡ Ú¯Ù?ت امروز میای دانشگاه Ú¯Ù?تم نه Ú¯Ù?ت Ù…Ú¯Ù‡ کلاس نداری؟ Ú¯Ù?تم چرا ولی جانورشناسی دارم استاد میشناستم سر کلاسش نرم مشکلی نیست Ú¯Ù?ت من میام دانشگاه امروز میای بریم بیرون Ú¯Ù?تم الان؟ Ú¯Ù?ت نه هر وقت تونستی Ú¯Ù?تم نه امروز Ú©Ù‡ نمیتونم Ú¯Ù?ت باشه منم میرم ساری پیش مجتبی اداره شیلات با مهندس ناظر اونجا کار دارم Ú¯Ù?تم باشه Ùˆ خداÙ?ظی کردیم نمیدونم چرا تا ظهر دلم طاقت نیاورد بهت زنگ زدم Ú¯Ù?تم میای بریم بیرون؟ Ú¯Ù?تی عزیزم من ساریم تازه رسیدم اگه این مهندسه زود اومد اس ام اس میدم بریم بیرون
نزدیکای ساعت 4 اس ام اس دادی Ú©Ù‡ من تازه رسیدم اینجا 5 کیلومترم پیاده اومدیم مهندسم نیست Ù?ردا میام دانشگاه از اونجا باهم بریم منم زنگ زدم یکم ØØ±Ù? زدیمو بی خیال شدم شب اس ام اس دادی عزیزم ببخشید نشد امروز بریم بیرون ولی Ù?ردا ØØªÙ…ا میریم منم زنگ زدم Ú¯Ù?تم عیبی نداره .... شب بخیر Ú¯Ù?تیمو خوابیدیم ولی این مریمو پانی Ù…Ú¯Ù‡ گذاشتن بخوابم Ù‡ÛŒ میگÙ?تن خونه جن داره ترسیده بودن تا 4 ØµØ¨Ø Ø¨ÛŒØ¯Ø§Ø± بودیم تا اینا خوابیدن ØµØ¨Ø Ø§Ø² ذوقم ساعت 9 بیدار شدمو تا ساعت 11 آماده شدم ساعت 12.30 بهت زنگ زدم Ú¯Ù?تی استاد هنوز نیومده گزارش کارورزیمو تØÙˆÛŒÙ„ بدم ساعت 3 بالاخره اومدی Ùˆ رÙ?تیم بیرون باورم نمیشد لباسامون یه رنگ بود خندم گرÙ?ته بود من بلوز روسری Ú©Ù?Ø´ آبی با ساراÙ?ون سÙ?ید پوشیده بودم توهم بولیزت درست رنگ روسریو بلوز من بود رÙ?تیم قائمشهر رÙ?تیم کاÙ?ÛŒ شاپ نشستیم هر Ú†ÛŒ دختر اونجا بود نگامون میکردن انگار خیلی عجیب بودیم خودمم تعجب کرده بودم آرشم میگÙ?ت اینا به Ú†ÛŒ نگاه میکنن Ú¯Ù?تم Ù?یلم سینمایی یه دÙ?عه نگام کرد Ú¯Ù?ت خوابت میاد Ú¯Ù?تم آره دیشب....... خندید نمیدونم Ú†ÛŒ گرÙ?ته بود بخوریم همه Ú†ÛŒ قاطی پاطی توش بود
Ú¯Ù?ت بخورگÙ?تم زیاده اونو بده من اینو بخور Ú¯Ù?ت دهنیه Ú¯Ù?تم عیبی نداره ازش گرÙ?تم ....... گولش زدم بازم نخوردم
یه دونه از اون نگاها بهم کرد Ú¯Ù?تم الان یه چیزی بهم میگه ولی مهربونتر از این ØØ±Ù?است میدونم بعد یه بسته گذاشت رو میز Ú¯Ù?ت این مال تو......... بعد Ú¯Ù?تی بریم زودتر من باید برم ترمینال بلیط بگیرم برای Ù?ردا اصÙ?هان خلاصه اومدیم بیرون تا دم ایستگاه باهم اومدیم Ú©Ù‡ یه دÙ?عه دستمو دوباره گرÙ?تی نگام کردیو هیچی Ù†Ú¯Ù?تی رÙ?تیم سوار ماشین شدم خداÙ?ظی کردی رÙ?تی یه دÙ?عه یادم اÙ?تاد زنگ زدم بهت Ú¯Ù?تم آرش عکست یادت رÙ?ت برگشتی عکسو دادی بهمو رÙ?تی تا رسیدم خونه رÙ?تم تو اتاقو بهت تک زنگ زدم Ú©Ù‡ رسیدم بعد کاغذ کادو رو باز کردم دیدم وای یه خرس نازه توش
انقدر ازش خوشم اومد گرÙ?ته بودمش تو بغلم Ù?شارش میدادم Ú©Ù‡ مریم درو باز کرد Ú¯Ù?ت داری Ú†Ù‡ غلطی میکنی؟ Ú©Ù‡ خرسو دید Ú¯Ù?ت این دیگه چیه Ú¯Ù?تم آرش گرÙ?ته Ú¯Ù?ت آخی Ú†Ù‡ نازه بهت اس ام اس دادم ....... شب Ú©Ù‡ میخواستم بخوابم بغلش کردم همینجوری عکستو نگاه میکردم Ú©Ù‡ نمیدونم چرا .....
مریم اومد پیشم بغلم کرد بهم Ú¯Ù?ت باز دیوونه شدی
ترم بعد دوباره برمیگرده دلم نمیخواست بری دلم تنگ شده بود ولی کاریش نمیشد کرد Ù?رداش زنگ زدم بهت Ú¯Ù?تم Ú©Ù‡ با خرسه بازی میکنیم
خندیدی Ú¯Ù?تم اسمشو Ú†ÛŒ بزارم Ú¯Ù?تی رو پاش نوشته
بعدش چند تا اسم Ú¯Ù?تی خندیدیم.......بعد از ظهر با بچه ها رÙ?تیم بیرون رÙ?تیم یه جایی بالای آلاشت خیلی قشنگ بود تا ØµØ¨Ø Ø§ÙˆÙ†Ø¬Ø§ بودیم با دوست مریمو پسر خاله ÛŒ دوستش Ùˆ پانی خیلی خوش گذشت ولی جای تو خالی بود وقتی مریمو پیمانو میدیدم بهشون ØØ³ÙˆØ¯ÛŒÙ… میشد دوست داشتم توهم پیشم بودی ولی میخواستی بری اصÙ?هان ØµØ¨Ø Ø³Ø§Ø¹Øª 8 تک زدی Ú©Ù‡ رسیدی عصری بهت زنگ زدم Ú¯Ù?تی هنوز نرÙ?تی مشکل پیش اومده تازه امروز میری اصÙ?هان تک زنگم Ú©Ù‡ زدی واسه این بوده Ú©Ù‡ من نگران نشم Ú¯Ù?تی اگه میدونستم میومدم باهاتون دلم گرÙ?ت
Ù?ردا ØµØ¨Ø ØªÚ© زنگ زدی Ú©Ù‡ رسیدی
...................................................................................................................
ضربه ÛŒ اساسیه این چند Ù‡Ù?ته Ù‡Ù?ته پیش 4 شنبه ØµØ¨Ø Ø®ÙˆØ§Ø¨ بودم Ø§ØØ³Ø§Ø³ کردم یه چیزی رو دستم داره راه میره دستمو تکون دادم دیدم نه عینه کنه چسبیده بهم دستمو Ù…ØÚ©Ù… تکون دادم Ú©Ù‡ کاشکی نمیدادم یه چیزی مثل سوزن رÙ?ت تو دستم بلند شدم دیدم به به زنبور بود Ú©Ù‡ نیشم زد
Ùˆ جنازش اÙ?تاد رو بالشتم Ù?قط پانی روآروم بیدار کردم Ú¯Ù?تم توروخدا این نیشو از دستم بیرون بکش ......... تا شب انگشتم شد عین یه بادکنک درد نمیکرد ولی میسوخت خلاصه بعد دو روز ورمش خوابید ولی نمیدونم Ú†ÛŒ شد بعد 1 Ù‡Ù?ته باز ورم کرده باید برم دکتر ببینم Ú†ÛŒ میگه
راستی یک خرداد سالگرد دوستیه منو آرش بود دوسال شد

