اااااا راستی ببخشید یادم رÙ?ت سلام کنم خوبین خوشین Ú†Ù‡ خبرا؟؟؟؟؟ البته از اکثرتون خبر دارم مثلا Ù†Ù?ر اول سمیرا با اون Ù†ÛŒ Ù†ÛŒ نازش(پسر Ù?روردین)ارنیا کوچولو Ú©Ù‡ واقعا خواستنیه
کلاغ مهربون که همیشه بهم سر میزنه و سراغمو میگیره
مهناز جون Ùˆ شیما جونو رعنا جون Ùˆ...اما یه چیزی Ú©Ù‡ این وسط خیلی تعجب کردم بی خبریم از دونÙ?ر بود یکی نگین Ùˆ یکی هلی نمیدونم چرا خبری ازشون نیست به هر ØØ§Ù„ امیدوارم هرجا Ú©Ù‡ هستن شاد شاد باشن
خب اول یه معذرت خواهی کلی از همه ی دوستای خوبم به خاطر تاخیر طولانی خب دوباره اومدم تا شروع کنم و خاطرات این چند وقتو تا اونجایی که میشه رو براتون بگم
راستش نمیدونم از کجا شروع کنم اما از جاهای خوب خوبش شروع میکنم بعد از تعطیلات عید نوروز امسال چهاردهم Ù?روردین رÙ?تم شمال به اصرار بچه ها عصری ØÙˆØ§Ù„ÛŒ ساعت 6 بود Ú©Ù‡ رسیدم شمال البته قرار بود با مریم برم اما دیر کردمو مریم زودتر رÙ?ت ولی شانس با من بود Ùˆ مریم دیرتر از من رسید آخه ماشینشون تو جاده خراب شد
خلاصه Ú©Ù‡ وقتی رسیدم منو پانی بودیم خونه انقدر سرد بود Ú©Ù‡ Ø§ØØ³Ø§Ø³ کردم یه Ù„ØØ¸Ù‡ مرغیم Ú©Ù‡ تو سردخونه گذاشته بودنمون واسه انجمادخلاصه Ú©Ù‡ به هر بدبختی بود اون شب خوابیدیم Ùˆ یه سرمای ØØ³Ø§Ø¨ÛŒ خوردیم Ù?رداش رویا هم اومد دیگه واقعا نمیشد سرما رو تØÙ…Ù„ کرد واسه همینم 4 تایی رÙ?تیم خونه ÛŒ دوستامون البته بیشتر دوست منو رویا بودن چون مریمو پانی نمیشناختنشون کلیم آبرو ریزی شد سر یه سری مسایل Ú©Ù‡ هنوزم خودمو لعنت میکنم تا ØµØ¨Ø Ø¨ÛŒØ¯Ø§Ø± بودیمو Ù?یلم میدیدیم ساعت 7 ØµØ¨Ø Ø¨Ø§Ù„Ø§Ø®Ø±Ù‡ خوابمون برد ساعت 11 هم بیدار شدیمو اومدیم خونمون خوشبختانه ØµØ§ØØ¨Ø®ÙˆÙ†Ù‡ ÛŒ Ù…ØØªØ±Ù… شوÙ?اژها رو روشن کرده بود Ùˆ خونه گرم شده بود Ùˆ ما بسی خرسند گشتیم
خب این ترم به خاطر اینکه اکثر بچه ها قائم شهر کلاس داشتن سر کلاسا نمیومدن Ùˆ Ù?قط منو رویا میرÙ?تیم سر کلاسا (خود شیرین بازی)آخر ترمم همشون مجبور شدن از من جزوه بگیرن راستش توی این 8 ترم کسی ازم جزوه ÛŒ همه ÛŒ درسارو نگرÙ?ته بود خب از اینا Ú©Ù‡ بگذریم میرسیم به سوغاتیام :راستش امسال آرش یه کار عجیب غریب کرد اولین باری Ú©Ù‡ همدیگرو دیدیم یه پاکت بزرگ سبز داد بهم وقتی وسایل توشو در آوردم عین این بچه ها ذوق کردم یه خرس بامزه ÛŒ کوچولوی صورتی با 4 تا هاپوی نازه چوبی (خانواده ÛŒ خوشبخت)با یه تی شرت صورتی Ùˆ یه سیم کارت ایرانسل با یه عالمه سوغاتی خوشمزه(گز سوهان نون برنجی)یه Ù„ØØ¸Ù‡ خجالت کشیدم آخه یه دÙ?عه این همه....
بعدشم کلی سر به سر هم گذاشتیمو همدیگرو زدیم البته شوخی بودا![]()
توی این مدت Ø§ØØ³Ø§Ø³ میکنم یه جورایی زیادی رابطمون عجیب غریب شده
ØØ§Ù„ا چرا نمیدونم چند روز بعدش با رویا رÙ?تیم نسوم ØÙˆØµÙ„مون ØØ³Ø§Ø¨ÛŒ سر رÙ?ته بود قرار شد آرشم بیاد زودتر از ما رسید اونم به خاطر رویا از بس شله البته واسه بیرون رÙ?تن وقتی رسیدیم تنهایی نشسته بود Ùˆ منتظر ما بود وقتی دیدمش انقدر ذوق کردم Ú©Ù‡ انگار صد سال بود ندیده بودمش Ú©Ù‡ یه دÙ?عه Ú¯Ù?ت دوستتم اینجاست Ú¯Ù?تم کی؟ Ú¯Ù?ت بهشاد یه دÙ?عه جا خوردم آخه دوست نداشتم منو آرشو با هم ببینه رویام Ú¯Ù?ت پس من میرم پیششون بعدش آرش از تو Ú©ÛŒÙ?Ø´ یه چیزی در آورد داد بهم Ú©Ù‡ هم ذوق کردم هم تعجب کردم شاید باورتون نشه توت Ù?رنگی برام گرÙ?ته بود
![]()
![]()
صبر کردیم تا رویام اومد با هم خوردیم بعدم بلند شدیم از تو آلاچیق رÙ?تیم بریم بالای جنگل راه بریم Ú©Ù‡ بارون گرÙ?ت Ùˆ برگشتیم Ú©Ù‡ بهشاد اومد بیرونو همدیگرو دیدیم بعد بهم Ú¯Ù?ت تو Ú©Ù‡ با آرش بهم زده بودی دوروغگو منم خندیدمو چیزی Ù†Ú¯Ù?تم بعد آژانس گرÙ?تیم رÙ?تیم شام خوردیمو اومدیم خونه آرشم برگشت قائمشهرشبم Ú©Ù„ÛŒ ØØ±Ù? زدیمو واسه ÛŒ خرسمون اسم گذاشتیم به خاطر Ø´Ú©Ù… توپولش اسمشو گذاشتیم گامبالو

شده بچه مون تازشم خیلی بی ادبه البته تقصیره آرشه یه دÙ?عه ÛŒ دیگم مهربون برام Ú©Ù„ÛŒ زردآلو با بستنی Ùˆ لواشک آورد Ú©Ù‡ Ú©Ù„ÛŒ ذوق کردم واسه ÛŒ یک خردادم Ú©Ù‡ سالگرد دوستیمون بود برام یه جابرسیه صورتی خرید ![]()

Ùˆ اما خبر بعدی یه سنجاب کوچولوی بازیگوش به اتاقم اضاÙ?Ù‡ شده Ú©Ù‡ قرار بود اسمشو با آرش بزاریم Ù?ندوق اما ندا زودتر براش اسم گذاشته بود منم دیگه عوضش نکردم Ùˆ همون بنل موند 
Ú©Ù„ÛŒ اتÙ?اقای دیگم توی این مدت اÙ?تاد Ú©Ù‡ مثل بقیه عجیب غریب بود Ùˆ یه روزی شاید Ú¯Ù?تم 
خلاصه Ú©Ù‡ این مدت بهترین روزابرام بود به جز چند تا مسئله Ú©Ù‡ دلم خیلی گرÙ?ت البته بین منو آرش نبود
16 خرداد هم بالاخره از طرÙ? دانشگاه رÙ?تیم بندرعباس برای درسامون Ùˆ بازدید با اینکه هوا واقعا گرم بود
و شرجی اما خیلی خوش گذشت کلیم عکس انداختیمو شیطونی کردیم
از Ù„ØØ¸Ù‡ ÛŒ اول تو قطار گرÙ?ته Ú©Ù‡ با خنده شروع شد تا Ù„ØØ¸Ù‡ ÛŒ آخر Ú©Ù‡ با گریه Ùˆ دلتنگیو یاد آوریه خاطرات این 4 سال بود همش خوب بود Ùˆ Ù?راموش نشدنی واقعا خوش گذشت با اینکه گرما زده شدم
عینه انسانهای اولیه شده بودیم مثلا تا ØØ§Ù„ا ماکارونی رو توی یه جمع 19 Ù†Ù?ره Ú©Ù‡ استادتون هم اونجا باشه با ØØ±Ø§Ø³Øª دانشگاه با دست خوردین یا نه ما Ú©Ù‡ خوردیم خیلیم با ØØ§Ù„ بود
یه روزم Ú©Ù‡ ناهارمون کالباس بود با گوجه Ù?رنگیو پیازو هندوانه
(از ابتکارات مامور خرید بود خیار شور گیر نیاورده بود) خلاصه Ú©Ù‡ همش خاطره شد بعدم Ú©Ù‡ Ú©Ù„ÛŒ توی پاساژهای قشم گشتیم Ùˆ خرید کردیم تا استاد بی چاره یه نمونه میگÙ?ت ببینیم همه جیغو داد میکردیم Ú©Ù‡ هوا گرمه ولی موقع خرید Ú©Ù‡ میشد به قول استاد اصلا گرم نبود شب آخرم استادمون برامون کنار خلیج Ù?ارس آواز خوند واقعا صداش عالی بودددددد اشک هممون در اومد ØØªÛŒ خود استاد خلاصه Ú©Ù‡ واقعا خوش گذشت کلیم خرچنگ گرÙ?تم
میتونم به جرات بگم صمیمی ترین Ùˆ بهترین Ù…ØÛŒØ· رو دانشگاه ما داره استادا واقعا با بچه ها صمیمین مخصوصا استادای گروه ما با اینکه همه دانشگاهمونو مسخره میکنن البته در Ø³Ø·Ø Ø§Ø³ØªØ§Ù†..... شبم Ú©Ù‡ اومدیم خونه رویا تشنش بود بطریه آبو یه دÙ?عه سر کشید Ú©Ù‡ جیغش در اومد دوید توی دستشویی ØØ¯Ø³ بزنین Ú†ÛŒ شده Ø¨ÙˆØ¯ØŸØŸØŸØŸØŸØŸØŸØµØ¨Ø Ú©Ù‡ رÙ?ته بودیم قشم از آب 3 تا بچه ÛŒ عروس دریایی گرÙ?تیم Ùˆ انداختیم توی بطری آب رویام Ù?کر کرده بود آب خوراکیه Ùˆ بطری رو سر کشیده بود(آب شور Ùˆ تلخ دریا) رÙ?تم به استاد Ú¯Ù?تم سریع اومد پیشمون Ùˆ دید بله رویا یکی از عروس دریایی ها رو نوش جان کرده خلاصه Ú©Ù‡ تا ØµØ¨Ø Ú©Ù„ÛŒ آب خورد Ú©Ù‡ سمش دÙ?ع بشه البته چون بچه بود سمش زیاد نبود Ùˆ خیلی Ú©Ù… بود Ùˆ قرار شد با همکاریه سینا یکی از همکلاسیامون اسم رویا در کتاب گینس ثبت بشه 
راستش این پستم اولش با پستای قبلی Ú©Ù„ÛŒ Ù?رق داره
Ùˆ اما لغت نامه ÛŒ منو آرش این لغت نامه تقریبا از ماه اول دوستی ما با دوتا کلمه Ø´Ú©Ù„ گرÙ?ت Ú©Ù‡ بعدها پیشرÙ?ت زیادی کرد البته این پیشرÙ?ت به یکباره ØØ§ØµÙ„ شد یعنی تقریبا تا 1 سالو نیم پیش Ù?قط این دوتا کلمه توی لغت نامه ÛŒ ما بود تا اینکه Ú©Ù… Ú©Ù… یه سری لغات عجیبو غریب دیگه هم به این لغت نامه ÛŒ اختصاصی اضاÙ?Ù‡ شد از جمله اسم جانوران مختلÙ? Ú©Ù‡ هرکدوم معنای کاربردی خاصیو برای ما دوتا داره Ùˆ یک سری کلمات عجیب غریب Ú©Ù‡ توی Ù?رهنگ لغات عمومی معنی متÙ?اوتی از معنی لغت نامه ÛŒ ما داره خب میدونم مسخره ام میکنین اما برام مهم نیست آخه این لغات واسم یادآور Ú©Ù„ÛŒ خاطره های خوبو جالبه برا همینم چندتاشونو خواستم اینجا بنویسم : 









بعدم Ø®Ø¯Ø§ØØ§Ù?ظی کرد رÙ?ت سراغ باغبونی Ú©Ù‡ Ú¯Ù„ بکاره تو باغچه منم اومدم یکم تو اینترنت چرخیدمو بعدم شروع کردم به تمیز کردن خونه Ú©Ù‡ ماجرایی پیش اومد در ØØ¯ اÙ?ØªØ¶Ø§Ø ÛŒÙ‡ خرابکاریه درستو ØØ³Ø§Ø¨ÛŒ کردم اونم از نوع مرگبار Ú©Ù‡ باید توی تاریخ ثبت بشه آخه یکی نیست به من بگه مثلا سواد داری؟ مثلا داری لیسانس میگیری این Ù?کرای برترو از کجا میاری؟ راستش یه دÙ?عه زد به سرم Ú©Ù‡ برم ØÙ…ام Ùˆ آشپزخونه رو بشورم واسه همینم یه سطل برداشتمو جرم گیرو پودرو وایتکسو باهم قاطی کردمو ریختم Ú©Ù? ØÙ…وم بعدش یکم آب ریختم روش Ú©Ù‡ مثلا سرامیکها خیس بخورن آخ چشمتون روز بد نبینه آب ریختن رو سرامیکا همانا Ùˆ Ø®Ù?Ù‡ شدن من از بخار تولید شده همانا شانس آوردم در ØÙ…وم باز بود Ùˆ گرنه الان باید Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ ترØÛŒÙ…مو تو وبلاگ میخوندین 






تازه اندÙ?عه از آرش پرسیده هنوز با هلیایی؟ باهم خوبین؟آرشم Ú¯Ù?ته آره هر روزم بهتر میشیم بعدش به آرش Ú¯Ù?ته اومدم اصÙ?هان نمیدونستم پاتوقت کجاست بیام اونجا آرشم بهش Ú¯Ù?ته..... آخه این یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟


دلتون بسوزه انقده نازه البته نتونستم بیارمش تهران دÙ?عه ÛŒ بعد میارمش Ú©Ù‡ عکسشو بزارم ببینین یه عالمه دوسش دارم (pink love)))

آخه معلوم نیستش Ú©ÛŒ همدیگرو ببینیم جÙ?تمون هول بودیم
خواهر آرش (آتوسا)وبلاگو دید آبروم رÙ?ت
Ú¯Ù?ت آتوسا Ú¯Ù?ته 4 ØµØ¨Ø Ú©Ø¬Ø§ بودی ازت تعهد گرÙ?تن ØŸ
